خرید بک لینک
یک فرمانده و مسئول واقعی که در بحبوحه جنگ با وجود تمام محدودیتها و سنگاندازیهای عدهای منفعتطلب، ایستاد و مقاومت کرد و ملاحظه هیچ مقام و منصبی را نکرد جز نجات و اقتدار مردم و کشور... #به_وقت_فیلم#منصور_ستاری نوشته شده در چهارشنبه 100/12/25ساعت 8:3 عصر توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

برچسب: نویسنده: نیکان هاشمی تاريخ: سه شنبه 20 ارديبهشت 1401 ساعت: 23:00

نمیتوان این کتاب را خواند و به این همه اخلاص، آزادگی، تلاش، مردانگی، ایثار و حتی خون دل خوردنها غبطه نخورد.نمیتوان این کتاب را خواند و به چنین مرام و مسلکی دل نبست.  «ناله و فریاد شکنجهشوندگان، روزها گوشهایمان را میآزرد و در برخی شبها نیز تا صبح ادامه مییافت...  نگهبانان زندان انواع اهانتها را با دست و زبان نسبت به زندانیان اعمال میکردند. حرف زدن زندنیان با هم در داخل یک سلول نیز ممنوع بود...» ص240«من نسبت به کودکان و زنان حساسیت خاصی دارم. هیچگاه نمیتوانم کمترین آسیب و اهانتی را به یک کودک یا یک زن تحمل کنم...» ص290 #کتابخوانی نوشته شده در دوشنبه 101/1/15ساعت 10:39 عصر توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

برچسب: نویسنده: نیکان هاشمی تاريخ: سه شنبه 20 ارديبهشت 1401 ساعت: 23:00

روایت زندگی دو دوست؛ وفاداری خالصانه یکی و خیانت و دروغهای دیگری، خواننده را تا عمق واقعیتهای تاریخی و زندگی پر از استرس و آشوب همراهی میکند و سرانجام با بیان حقایق به سوی آرامش پیش میبرد.«بابا گفت: فقط یک گناه وجود دارد. آن هم دزدی است. هر گناه دیگر هم نوعی دزدی است... وقتی کسی را بکشی در واقع زندگیاش را از او دزدیدهای، حق داشتن شوهر را از زنش میدزدی و حق داشتن پدر را از بچههایش. وقتی دروغ میگویی، حق دانستن واقعیت را از طرف مقابلت دزدیدهای. وقتی کسی را گول بزنی، حق انصاف و عدالت را از او دزدیدهای...هیچ چیزی قبیحتر از دزدی نیست، خدا لعنت کند کسی را که چیزی داشته باشد اما در حقیقت سهم او نباشد، حالا میخواهد آن چیز زندگی آدمی باشد یا یک تکه نان...»صفحه18 #کتابخوانی نوشته شده در چهارشنبه 101/1/17ساعت 11:20 صبح توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

برچسب: نویسنده: نیکان هاشمی تاريخ: سه شنبه 20 ارديبهشت 1401 ساعت: 23:00

صفحه بندی